حسين بن حسن خوارزمي
731
شرح فصوص الحكم
كذلك الحق بما ظهر منه من صور التجلي ، فكان مجلى صور العالم مع الأحدية المعقولة . يعنى : همچنين حق نيز احدى است از روى ذات ، و كثير به سبب آن چه ظاهر شد از او از صور تجليّات كه آن اسماء است و صفات . پس حق جلوه داد صور عالم را به احديت معقولهء خويش . و اين بدان اعتبار است كه ذات حق مرآتى است كه ظاهر مىشود در وى صور اعيان علميه و عينيه . فانظر ما أحسن هذا التعليم الإلهي الذي خص الله بالاطلاع عليه من شاء من عباده . ببين حسن تعليم الهى را كه اختصاص داد خواص عباد را به اطلاع آن . و « تعليم » اشارت است بقوله سبحانه و تعالى : * ( اتَّقُوا الله وَيُعَلِّمُكُمُ الله ) * « 25 » * ( وَمن يَتَّقِ الله يَجْعَلْ لَه مَخْرَجاً . وَيَرْزُقْه من حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ ) * « 26 » » . پس هر كه پرهيزد از او ، و غير حق را اثبات وجود نكند و در مقام مخاطبه گويد بيت : - اى گشته مست عشقت روز الست جانم مستى جان بماند روزى كه من نمانم هر ذرهاى ز خاكم سر مست عشق باشد چون ذره ها برآيد از خاك استخوانم فكر بهشت و دوزخ دارند اهل دانش من مست عشق جانان ، فارغ ز اين و آنم گفتى به غير منگر گر طالب حبيبى و الله كه در دو گيتى غير از تو مىندانم - متحقّق گردد به امثال اين لطايف ، و خبر دار شود از چنين معارف . و لما وجده آل فرعون في اليمّ عند الشجرة سماه فرعون موسى : و المو هو الماء بالقبطية و السّا هو الشجرة فسماه بما وجده عنده ، فإن التابوت وقف عند الشجرة في اليم . فأراد قتله فقالت امرأته - و كانت منطقة بالنطق الإلهي - فيما قالت لفرعون ، إذ كان الله خلقها للكمال كما قال عليه السّلام عنها حيث شهد لها و لمريم بنت عمران بالكمال الذي هو للذكران - . و چون آل فرعون موسى را در دريا نزد شجره يافتند ، فرعون او را موسى نام نهاد ، چه « مو » به زبان قبطى آب است و « سا » درخت . پس او را نزد هر چه يافت به آن نام خواند ، و خواست كه بكشد . وزن او در مقام منع گفت ، و حال آن كه منطق بود به نطق الهى به حكم * ( أَنْطَقَنَا الله الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ ) * « 27 » در آن نطق [ 304 - ر ] اختيارى نداشت ، و مؤيد بود از حق تعالى در آن چه گفت به فرعون ، چه آن زن را
--> « 25 » س 2 ى 282 . « 26 » س 65 ى 2 - 3 . « 27 » س 41 ى 21 .